تیر ۱۶م, ۱۳۸۴
از ستم هائی که بر دانش می رود
به این مناسبت، خالی از لطف نمی بینم که به عنوان شاهد مثال به جریان پرونده دانشگاه هاوائی اشاره کنم. از طریق شعبه دانشگاه آمریکائی هاوائی در ایران، عده ای از مسولان کشور صاحب درجه دکترا شده اند. جالب آنکه تعداد قابل توجهی از مدارک کسب شده مورد اشاره، دکترای حقوق می باشد.
درحالي كه بسياري از مسئولان بخش هاي مختلف كشور سرگرم رقابت هاي جناحي هستند، دشمن شماره يك ملت و نظام -به تعبير حضرت امام«ره»- روزنه اي براي نفوذ در سطوح مختلف نظام يافته كه اندك اندك در حال تبديل شدن به دروازه اي بزرگ است. شايد روزي در سال ۵۹۹۱ كه هنري صفوي (نام اسلامي او حسن بوده است) و فرد عامري (نام ايراني وي فرهاد بوده است) ماموريت يافتند با ايجاد شعبه اي از دانشگاه مجازي و بي نام و نشان تحت عنوان «دانشگاه آمريكايي هاوايي» با سهولت تمام و با اخذ مبالغي كلان مدارك عالي دانشگاه ها را به ايرانيان و از جمله مسئولان و مديران بخش هاي مختلف بفروشند و البته از اين راه علاوه بر آلوده سازي فضاي سياسي و فرهنگي كشور، مبالغ كلاني هم به جيب بزنند، هرگز اميد موفقيت نداشتند و نمي توانستند تصور كنند كه روزي به بزرگ ترين صادركننده مدرك دانشگاهي در اين كشور تبديل خواهند شد. و نمي دانستند، روزگاري خواهد رسيد كه افرادي در سطوح مختلف از وزير و وكيل و قاضي و مقامات مختلف محلي چنين بي محابا و بي توجه به هشدارهاي دستگاه هاي مسئول اعم از آموزشي و امنيتي، به شوق عنوان دكترا شعارهاي اصلي و ثابت انقلاب و ملت را كنار زده و در چنبره اين فريب گرفتار مي شوند. اين اقبال گسترده چنان به ماموران دانشگاه آمريكايي هاوايي جرأت بخشيد كه با اطمينان به هر شخص و در هر مقام و موقعيت پيشنهاد اعطاء مدرك دادند تا گستره نفوذ خود را تا هرجا كه ممكن است، گسترده تر سازند و البته در اين ميان كم نبودند افراد دلسوز و شرافتمندي كه جذابيت «مدرك آمريكايي» يا اعطاء عنوان «پرفسوري» اغوايشان نكرد و دامن بدين ننگ نيالودند.
روزنامه كيهان در راستاي رسالت اصلي خود كه تلاش براي حفظ انقلاب و راه امام و امت از هرگونه گزند است، بر آن شد تا به تفصيل فعاليت مشكوك اين موسسه آمريكايي و عناصر آن و سير مواجهه با آن را براي اطلاع مسئولان عالي رتبه نظام و ملت شريف ايران بازگو كند.
براساس اطلاعات موجود از حدود ۰۱ سال پيش دانشگاه آمريكايي هاوايي (كه در خود آن كشور نيز از اعتبار علمي برخوردار نيست) با تاسيس دفتري در خيابان فاطمي تهران ماموريت خود را در ايران آغاز كرد. مديريت دفتر به اصطلاح دانشگاه مذكور به شخصي به نام آقاي اردشير قاسملو سپرده شد كه جز مدركي كه همين دانشگاه به وي اعطا كرده، فاقد هرگونه سابقه علمي و دانشگاهي است. حسب اطلاعات موجود شخص مذكور قبل از انقلاب در پوشش مامور يك نشريه محلي در شهرستان لنگرود مشغول به كار بوده و بعد از انقلاب نيز در مشاغلي نظير بنگاه معاملات ملكي در شمال تهران و پارچه فروشي اشتغال داشته است و مطابق ادعاي خود وي، در پايگاه اينترنتي به اصطلاح دانشگاه مذكور دبيركل كانون گسترش فرهنگ ايران بزرگ(!!!) نيز بوده است. با توجه به اهداف دانشگاه مورد اشاره از فعاليت در ايران و براي كاستن از حساسيت هاي موجود، نام واقعي اين دانشگاه كه «دانشگاه آمريكايي هاوايي» است، با عنوان دانشگاه جهاني هاوايي تبليغ گرديد، در حالي كه در سربرگ مكاتبات و در پايگاه اينترنتي با همان نام اصلي معرفي مي شود.
موسسه پوششي براي فعاليت اين دانشگاه موسسه اي است كه با موضوع نظارت و… در اداره ثبت شركت هاي جزيره كيش به ثبت رسيده و علي رغم صراحت قوانين و مقررات موجود هرگز حاضر نشده است براي فعاليت خود از مراجع ذيربط نظير وزارت علوم و شوراي عالي انقلاب فرهنگي مجوز اخذ نمايد. درحالي كه براساس قانون، تاسيس موسسات دانشگاهي بايد با تصويب شوراي گسترش يكي از وزارتين علوم و بهداشت و تاييد نهايي شوراي عالي انقلاب فرهنگي باشد و در اين رابطه سوابق متقاضيان چنين موسساتي از مراجع امنيتي استعلام مي شود. مدير موسسه مذكور با اطلاع از سوابق روشن(!!!) خود هرگز حاضر به تقاضاي مجوز نشد بلكه در مقابل براي ادامه فعاليت خويش اقدام به جذب افراد مسئول و متنفذ از قواي سه گانه كه شرح آن خواهد آمد، نمود.
مركز اصلي فعاليت موسسه غيرقانوني مذكور در تهران و جزيره قشم قرار دارد و بيش از ۰۳ مركز و دفتر در شهرهاي مختلف كشور ايجاد كرده كه اسم و آدرس آنان در سايت اينترنتي موسسه مذكور مشخص است.
فعاليت اين موسسه در تمامي مقاطع از دبيرستان تا مقطع دكتري و در تمامي رشته ها صورت مي گيرد. متقاضيان براي اخذ مدرك مورد نياز، الزامي به حضور در كلاس و آموزش ندارند و
به گونه اي صوري به شخصي تحت عنوان استاد راهنما معرفي مي شوند تا پس از ارائه به اصطلاح مقاله كه اغلب بازنويسي كتاب ها و پايان نامه هاي ديگران است مدرك خود را دريافت دارند و در مقابل بسته به مقطع مورد تقاضا مبالغي بين ۵ تا ۲۱ ميليون تومان به جيب اين مؤسسه آمريكايي واريز نمايند. اين موسسه در حال حاضر بدون برگزاري حتي يك كلاس درس به صدها نفر مدرك در رشته هاي علوم پزشكي اعطاء كرده است و گسترش آن با توجه به ارتباط اين رشته با سلامت افراد خطرات غيرقابل تصوري را متوجه سلامت جامعه خواهد ساخت.
موسسه مذكور براي جذب متقاضي مدرك عمدتا بر دستگاه هاي اجرايي، قضايي و نظامي تمركز نموده و افراد متقاضي را به نحوي عامل تبليغي براي جذب متقاضيان بيشتر قرار مي دهد و از اعتبار و عنوان آنها سوءاستفاده مي كند. جالب آن كه در سايت رسمي اين موسسه اسامي بسياري از فارغ التحصيلان كه از بين مسئولان اداري و قضايي و نمايندگان مجلس ششم هستند، با ذكر پست و مقام آنها درج مي گردد و كارت دانشجويي اين افراد به عنوان نشانه اعتبار موسسه به همه جا فاكس مي شود.
يكي از مداركي كه اين به اصطلاح دانشگاه از افراد اخذ مي كند، CV يا شرح حال كامل آنهاست كه خود منبع اطلاعاتي باارزشي تلقي مي شود و اين شرح حال مستقيما به كشور آمريكا ارسال مي گردد.
ماجراي ناكام پيگيري قضايي پرونده
پس از سال ها غفلت سرانجام از حدود سه سال پيش وزارت علوم تحقيقات و فناوري به عنوان يكي از وزارتخانه هاي مسئول با طرح شكايت در دادگستري تهران به استناد ماده واحده «قانون تعطيلي موسسات و واحدهاي آموزشي و تحقيقاتي و فرهنگي كه بدون اخذ مجوز قانوني داير شده يا مي شوند» جلوگيري از ادامه فعاليت اين موسسه و مجازات مدير آن را خواستار شد و دو وزارتخانه ذيربط ديگر، متأسفانه تا روزهاي اخير كماكان در غفلت به سر مي بردند. شكايت وزارت علوم از اين موسسه سرانجام منجر به رأي شماره ۲۰۸-۱۷/۲/۱۳۸۰ از شعبه ۱۲۲ وقت دادگاه عمومي تهران دال بر محكوميت آقاي قاسملو به مجازات حبس و تعطيلي موسسه مي شود و با اعتراض نامبرده به اين رأي شعبه ۱۱دادگاه تجديدنظر، تجديدنظرخواهي را رد و محكوميت وي را تاييد مي نمايد. (دادنامه شماره ۸۰/۵۷۶ مورخ ۳۱/۳/۱۳۸۰ شعبه ۱۱ دادگاه تجديدنظر تهران). متاسفانه معاون قضايي وقت دادگستري استان تهران بدون توجه به نظرات كارشناسي قاضي دادگاه بدوي و بررسي هاي مفصل بعمل آمده با استفاده از اختيار قانوني خود به دادنامه صادره بلاجهت اعتراض كرد و نقض آن را از ديوان عالي كشور خواستار شد. شعبه ۷۲ ديوانعالي كشور در مقام رسيدگي به اعتراض معاون قضايي دادگستري تهران و تحت فشار و اعمال نفوذ شديد برخي از قضات و وكلايي كه متقاضي خريد مدرك دكترا از به اصطلاح دانشگاه مذكور بودند، با استدلالاتي بسيار سطحي و از جمله اين كه تاكنون كسي از متقاضيان مدعي جعلي بودن مدرك نشده است(!!!) آراء قبلي را نقض و پرونده را براي رسيدگي به شعبه ۲۱ دادگاه تجديدنظر استان تهران فرستاد (جالب آن كه شكايت وزارت علوم، تاسيس موسسه بدون مجوز بوده و معلوم نيست جعلي بودن يا نبودن مدرك چه ربطي به شكايت مطرح شده داشته است).
شعبه ۱۲ دادگاه تجديدنظر استان تهران با برگزاري يك جلسه دادرسي با همان استدلالات شعبه ۲۷ ديوان عالي كشور اردشير قاسملو را تبرئه و در واقع غيرقانوني بودن موسسه وي را رد مي نمايد. جالب آن كه رأي تبرئه آقاي قاسملو در كمال ناباوري در مجله «قضاوت» كه متعلق به دادگستري تهران است، به همراه عكسي مجازي از موسسه غيرقانوني وي چاپ مي شود و بدين ترتيب علنا شخص مذكور و مؤسسه يادشده، تبليغ مي شود و البته براساس اطلاعات موثق فردي كه ابتدا به رأي محكوميت اعتراض نموده و نهايتا آن را در مجله قضاوت چاپ كرده است، بعد از صدور رأي برائت از اين مؤسسه مدرك دكتري اخذ مي نمايد.
پس از ناكامي وزارت علوم در جلوگيري از ادامه فعاليت اين موسسه غيرقانوني از طريق مراجع قضايي، مسئولان وزارتخانه مذكور مكاتبات عديده اي را با مقامات عالي رتبه نظام انجام مي دهند و با پخش اطلاعيه از طريق صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران و مطبوعات مراتب غيرقانوني بودن اين موسسه را اعلام مي كنند. از جمله وزير علوم در مكاتبه اي خطاب به رؤساي سه قوه و اعضاي هيات دولت و نمايندگان مجلس ششم (در تاريخ ۳۰/۲/۸۲) صراحتاً اين موسسه را غيرقانوني اعلام مي كند كه متاسفانه كمترين واكنشي را برنمي انگيزد و حتي كمترين تاثيري در كاهش مراجعه دانشگاه مذكور از سوي كارگزاران سه قوه بر جاي نمي گذارد.
علاوه بر اين، شرح فعاليت اين شخص به همراه شرح اقدامات قضايي صورت گرفته طي نامه اي در تاريخ ۲۵/۹/۸۱ با امضاء وزير علوم به استحضار حضرت آيت الله شاهرودي رئيس محترم قوه قضائيه مي رسد كه از سرنوشت اين نامه اطلاعي در دست نيست و چه بسا هرگز به رؤيت رئيس محترم قوه قضائيه نرسيده باشد.
جالب آن است كه هرگاه اين مكاتبات به رؤيت مقامات عاليرتبه نظام رسيده است، بي درنگ بر لزوم جلوگيري از فعاليت آن تاكيد نموده اند، ليكن متاسفانه اين تاكيدات در سطوح پايين تر جدي گرفته نشده است. از جمله حضرت آيت ا… نمازي دادستان محترم وقت كشور خطاب به دبير شوراي امنيت كشور از اين فعاليت به ظاهر فرهنگي دشمن شماره يك ملت ايران اظهار تعجب مي كند و لزوم بررسي آن را خواستار مي شود. متعاقب اين دستور، وزارت علوم گزارش مفصلي خطاب به آقاي احمدي معاون وزير كشور و رئيس شوراي امنيت كشور ارسال مي نمايد كه اقدامي جدي در آن شورا صورت نمي پذيرد.
همچنين رياست محترم جمهوري در حاشيه يكي از اين مكاتبات لزوم برخورد جدي با اين فعاليت غيرقانوني را متذكر مي شود كه اين تذكر نيز عملاً نتيجه اي دربر نداشته است.
وزارت اطلاعات نيز در گزارش هاي مختلف بر مشكوك بودن فعاليت اين موسسه و مسئول آن تاكيد نموده، ليكن عملاً اقدام قابل توجهي در راستاي جلوگيري از فعاليت آن صورت نداده است.
هم اينك نيز وزارت علوم با تقديم دادخواستي كه در شعبه ۹۱ دادگاه عمومي تهران مطرح است، تقاضاي تعطيلي اين موسسه را نموده كه هنوز به نتيجه مشخصي نرسيده است. علاوه بر آن شكوائيه جديدي نيز در شعبه ۲ بازپرسي كاركنان دولت مطرح مي باشد.
نكاتي چند در مورد فعاليت اين موسسه:
۱- چنان كه گفته شد به اصطلاح دانشگاه مذكور توجه جدي به جذب متقاضي از بين دستگاه هاي اجرايي و قضايي و نظامي دارد كه با توجه به هويت مديران اين موسسه و آمريكايي بودن آن، از بعد امنيتي قابل توجه جدي است. خوشبختانه با هوشياري حفاظت اطلاعات سپاه پاسداران انقلاب اسلامي و هشدار به موقع وزارت علوم اين افراد در جهت جذب پرسنل سپاه توفيقي نداشته اند، ليكن در سطوح مختلف دولت، قوه قضائيه و نمايندگان مجلس ششم افرادي جذب اين موسسه شده اند كه روزنامه كيهان عنداللزوم اسامي اين افراد را در گزارش هاي بعدي اعلام خواهد كرد.
۲- اعضاء هيئت علمي اين موسسه غيرقانوني غالباً از بين اعضاء هيات علمي دانشگاه ها هستند كه متاسفانه وزارتخانه هاي ذيربط و مسئولان دانشگاه ها اقدام جدي براي جلوگيري از همكاري اين افراد به عمل نياورده اند. جالب آن كه آقاي قاسملو با بهره بردن از اين افراد در بسياري موارد حتي يك ريال به آنان پرداخت نكرده است و بااستفاده از موقعيت ناشي از تحصيل مقامات كشوري و محلي در اين دانشگاه، افراد مذكور را از طرح شكايت نيز مي ترساند. برخي از همكاران نزديك اين شخص نهايتا شكايتي را باعنوان سوءاستفاد ه هاي هنگفت مالي در شعبه ۲ بازپرسي كاركنان دولت تهران طرح كرده اند كه در دست رسيدگي است.
۳- اين موسسه غيرقانوني براساس نامه هايي كه به برخي مطبوعات ارسال كرده است، تاكنون بيش از ۰۰۵۲ نفر فارغ التحصيل داشته و حدود ۵هزار نفر نيز در آن به اصطلاح تحصيل مي كنند. درحالي كه حسب اطلاعات موجود رقم واقعي اين افراد بسيار بيشتر است. اين درحالي است كه آقاي قاسملو با ايجاد بيش از ۰۳ گروه و دفتر در سراسر كشور و بااستفاده از ارتباطات ناشي از تحصيل مقامات محلي و كشوري و نيز همكاري اساتيد دانشگاه ها به شدت در حال تبليغ است و روزبه روز دامنه فعاليت خود را گسترده تر مي كند. بسياري از همكاران اين شخص كه متاسفانه اساتيد دانشگاه هاي ايران، قضات دادگستري و مقامات اداري و محلي مي باشند، عملاً به جذب دانشجو براي اين موسسه اشتغال دارند و براساس اطلاعات موثق پورسانت هايي نيز از اين جهت دريافت مي كنند.
۴- درآمد هنگفت ناشي از فعاليت اين دانشگاه با توجه به ادعاي خود آقاي قاسملو مبني بر اين كه صرفاً نماينده دانشگاه آمريكايي است، به آمريكا ارسال مي شود. خروج اين ارز كلان از كشور و ارسال آن به آمريكا درحالي صورت مي گيرد كه به شدت از ارسال ارز هموطنان مقيم آمريكا به ايران جلوگيري مي كند و اگر در برهه اي نظير زلزله بم اجازه ارسال محدود كمك به ايران را مي دهد با ژست انسان دوستانه روزها به تبليغ مي پردازد. معلوم نيست مقامات بانك مركزي چرا تاكنون در برابر خروج اين ارز كلان از كشور و ارسال آن به آمريكا كمترين اقدامي نكرده اند؟ و آيا مسئولان وزارت امور اقتصادي و دارايي كمترين نظارتي -حداقل- پرداخت ماليات توسط اين موسسه غيرقانوني داشته اند؟
۵- آقاي قاسملو علاوه بر دريافت مبالغ كلان از متقاضيان خريد مدرك، امكانات و اموالي را نيز از برخي دستگاه هاي دولتي خصوصاً در مناطق آزاد كيش و قشم به رايگان و يا در مقابل مبلغي ناچيز و اندك به دست آورده است كه ساختمان محل دفتر آن در قشم و كيش و نيز زميني در قشم- پشت نخل زرين- جنب اداره مخابرات (ظاهراً اين زمين هنوز به طور قطعي واگذار نشده است) از اين جمله است. روزنامه كيهان موضوع سوءاستفاده اين مؤسسه از امكانات دولتي و همچنين سوءاستفاده مديران استاني خصوصا در استان هاي هرمزگان و كرمان و دادن تسهيلاتي به اين موسسه غيرقانوني در مقابل اخذ مدرك را با دقت در دست بررسي دارد و نتايج آن را براي برخورد با متخلفين در اختيار مقامات ذيربط قرار خواهد داد.
۶- نكته جالب توجه، گزارش دفتر نمايندگي وزارت خارجه در قشم راجع به اين دانشگاه به شماره ۱۰۵۸/۵-۷۰۰ مورخ ۲۸/۸/۱۳۸۱ است. رئيس اين دفتر نمايندگي كه خود از متقاضيان مدرك اين موسسه غيرقانوني است، در گزارشي سراپا تمجيد و تحسين، از اقدام وزارت علوم در شكايت از اين موسسه انتقاد مي كند. در اين گزارش قاسملو عنصري وطن پرست و دانشمند و استادي برجسته معرفي شده است و به تردد مرتب وي بين ايران و آمريكا نيز افتخار شده است(!!!) اين درحالي است كه اردشير قاسملو از كمترين دانش حقوقي كه مدعي داشتن دكتري در آن است، بي بهره است و از هيچ برجستگي جز اعطاي مدرك به رئيس دفتر نمايندگي وزارت امور خارجه در قشم برخوردار نيست!! مشخص نيست چگونه از ديد وزارت امور خارجه تردد مرتب بين ايران و آمريكا نه تنها سؤال برانگيز نيست بلكه از نكات مثبت اين شخص نيز تلقي مي شود؟
۷- مطابق اطلاعات مندرج در پايگاه اينترنتي موسسه مذكور، دبيرستان موسسه نيز در ايران فعاليت دارد. براساس قانون «تعطيلي موسسات و واحدهاي آموزشي، تحقيقاتي و فرهنگي كه بدون مجوز ايجاد شده يا مي شود» در صورتي كه اين دبيرستان فاقد مجوز است، وزارت آموزش و پرورش مكلف به شكايت از آن بوده است، درحالي كه اين اقدام صورت نگرفته است و اگر هم مجوزي براي دبيرستان مذكور صادر شده، شايسته است وزارت يادشده اعلام نمايد كه سوابق آقاي قاسملو چگونه و توسط چه نهادي تاييد شده است؟ و در هرحال در مقابل عدم شكايت و يا صدور مجوز چه كساني از مسئولان وزارت مذكور (اعم از وزير و معاونان ايشان) مدرك تحصيلي از آقاي قاسملو دريافت كرده اند؟ علاوه بر اين وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي براي اهمال خود در قبال فعاليت اين موسسه در رشته هاي پزشكي چه توجيهي دارد؟ چرا وزارت مذكور با وجود شمار قابل توجه فارغ التحصيلان اين موسسه در رشته هاي وابسته به پزشكي تا چند روز اخير سكوت كرده بود. آيا مسئولان اين وزارتخانه بررسي كرده اند كه چه كساني با مدرك غيرمعتبر اين موسسه مجوز فعاليت دريافت كرده اند؟ اگر چه اقدام اخير اين وزارتخانه قابل تقدير است.
۸- با توجه به تعداد قابل توجه قضات و وكلايي كه عليرغم تذكرات وزارت علوم در اين دانشگاه ثبت نام و بسياري از آنها، مدرك نيز گرفته اند و با توجه به اعمال نفوذ برخي از اين قضات در جريان تبرئه قاسملو و بقاي موسسه وي، شايسته است رئيس محترم قوه قضائيه اكيداً دستور بررسي موضوع و برخورد جدي با قضات متخلف را صادر كند و از افرادي كه در اين موسسه اشتغال دارند، خواسته شود كه از ادامه همكاري و تحصيل در آن خودداري نمايند. حسب اطلاعات موثق مدارك اخذشده از اين موسسه عليرغم بي اعتباري آن براي برخي از قضات مبناي احكام استخدامي قرار گرفته است كه شايسته است همه اين احكام لغو و وجوهي كه براساس آنها تحصيل شده، به بيت المال مسترد شود.
۹- ضرورت دارد سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور با بررسي احكام استخدام هرگونه احكام صادره در دستگاه هاي اجرايي بر مبناي اين مدارك را لغو و مبالغ اخذشده بر مبناي آنها را به بيت المال مسترد نمايد.
۱۰- همكاري برخي از مطبوعات مدعي طرفداري از دولت با موسسه مذكور نيز جاي تأمل و بررسي دقيق دارد. در اين راستا عملكرد روزنامه دولتي ايران در چاپ بخشي از نامه توهين آميز يك آمريكايي به نام پاتريك دوون در مورد وزارت علوم جاي تاسف فراوان دارد. همچنين روزنامه صداي عدالت ، نامه پر از توهين شخص مذكور را در شماره ۷ شهريور ماه جاري به چاپ رسانده در حالي كه در نامه مذكور علاوه بر استهزاء نام وزارت علوم، مديران اين وزارتخانه نيز از سوي يك آمريكايي به تحجر و هزاران صفت ديگر متهم شده اند. شايسته بود همكاران مطبوعاتي ما در روزنامه مذكور از مبلغ آگهي عليرغم قابل توجه بودنش صرفنظر مي كردند و نامه تبخترآميز يك آمريكايي را كه سراسر نفي بخشي از بدنه نظام است، به چاپ نمي رساندند. همان گونه كه كيهان در مقابل پيشنهاد موسسه مذكور براي چاپ اين نامه و حتي اعطاء مدرك به مديران آن وسوسه نشد.
لازم است در خاتمه اين بخش از گزارش به بخشي از وصيت نامه سياسي الهي حضرت امام(ره) اشاره كنيم، آنجا كه مي فرمايند؛
«از توطئه هاي بزرگ آنان (دشمنان) چنانچه اشاره شد و كراراً تذكر داده ام، به دست گرفتن مراكز تعليم و تربيت خصوصاً دانشگاه ها است كه مقدرات كشورها در دست محصولات آنهاست. بر ملت و دولت جمهوري اسلامي است در همه اعصار كه نگذارند عناصر فاسد داراي مكتب هاي انحرافي يا گرايش به غرب و شرق در دانشسراها و دانشگاه ها و ساير مراكز تعليم و تربيت نفوذ كنند و از قدم اول جلوگيري نمايند تا مشكلي پيش نيايد و اختيار از دست نرود….»
سایت شریف نیوز (پایگاه خبری ـ تحلیلی دانشجویان ایران) در قالب گزارشی، به ذکر مصادیقی ازدانشجویان این دانشگاه پرداخته است. در زیر، مطلب این سایت عینا و صرفا جهت اطلاع رسانی نقل می شود:

عباسعلي عليزاده و مرتضي حاجي، مشهورترين دانشجويان دانشگاه هاوايی
همچنين خبرنگار شريف نیوز اطلاع يافت در اداره اين دانشگاه حجه الاسلام سيد محمد بجنوردى (عضو شوراى مركزى مجمع روحانيون مبارز) به عنوان قائم مقام و مدرس حقوق خصوصى نقش داشته است. تعدادى از مديران دانشگاه آزاد مانند محمد عباسى رئيس دانشگاه آزاد قائم شهر و على اكبر بهبهانى معاون تربيتى رئيس دانشگاه آزاد نيز اداره كنندگان شعبه دانشگاه هاوايى در تهران بودهاند.
اسامى دانشجويان اين دانشگاه به همراه سمت اين افراد و مدرك تحصيلى اخذ شده آنان به اين ترتيب است.
۱. حجه الاسلام عباسعلی علیزاده، رئيس دادگسترى تهران، دكتراى حقوق خصوصی
۲. احد باقرزاده، معاون وزير دادگسترى و رئيس سازمان تعزيرات حكومتى، دكتراى حقوق بينالملل
۳. حجه الاسلام سيد محمد سجادى، رئيس يكى از شعبههاى ديوان عالى كشور كه پرونده هاشم آغاجرى در آن بررسى شد، دكتراى حقوق خصوصى
۴. سيد حسن الحسينى، نماينده دور ششم و معاون كنونى پارلمان وزارت آموزش و پرورش، دكتراى علوم سياسى
۵. محمد رئيسى، نماينده مشاركتى دوره ششم از شهر كرد، دكتراى حقوق خصوصى
۶. بهروز كافى، از مديران صنعت نفت، دكتراى مديريت
۷. على اكبر طاهرى، مدیر عامل ساپكو، دكتراى بازرگانى
۸. جمال مظفرى، قائم مقام منطقه آزاد قشم، دكتراى مديريت و سيستم بهره ورى
۹. رضا ويسه، مدير عامل سازمان نوسازي و گسترش صنايع، دكتراى مديريت
۱۰. مرتضى حاجى، وزير آموزش و پرورش، فوق ليسانس مديريت آموزشى
۱۱. بهروز فروتن، مدير عامل صنايع غذايى بهروز، ليسانس صنايع غذايى
۱۲. محمد ملاكى، رئيس شركت ملى گاز ايران و معاون وزير نفت، فوق ليسانس مديريت تكنولوژى
۱۳. غلامرضا شهريور، مدير كل در وزارت تعاون، دكتراى مديريت تعاون
۱۴. سيد محمدامين طالب شهرستانى، معاون سابق وزارت بهداشت و درمان، دكتراى مديريت خدمات درمانى
۱۵. حسن جاهد، معاون وزارت بهداشت و درمان، دكتراى مديريت خدمات درمانى
۱۶. محمد رحيمى، مشاور وزير آموزش و پرورش، فوق ليسانس جامعه شناسى
۱۷. على رئوف، معاون وزير آموزش و پرورش، دكتراى مديريت آموزشى
۱۸. نورالدين صفى نيا، از مديران سابق شهردارى تهران، فوق ليسانس و دكتراى حقوق خصوصى
۱۹. على مقدس زاده، شهردار سابق منطقه ۶، مهندسى عمران با گرايش آب و خاك
۲۰. بهرام بهرامى، معاون سازمان و ثبت اسناد و املاك كشور، دكتراى حقوق خصوصی
۲۱. مجيد محتشمى، دبير كل حزب آزادى، دكتراى مديريت توسعه در ايران
۲۲. محمدرضا خباز، قائم مقام حزب همبستگى و نماينده دور ششم مجلس، دكتراى علوم سياسى.

گروه اجتماعى: وزير علوم، تحقيقات و فناورى اعلام كرد: مدارك فارغ التحصيلان دانشگاه هاوايى به هيچ وجه معتبر نيست .غيرقانونى بودن فعاليت دانشگاه هاوايى در داخل كشور در حالى از سوى شخص اول نظام آموزش عالى كشور اعلام مى شود كه بنابر گزارش ها اين دانشگاه تعداد زيادى از مديران ميانى و عالى رتبه دولت، دستگاه قضايى، مجلس و ديگر نهادها مدرك فارغ التحصيلى از اين دانشگاه را در پرونده استخدامى خود دارند. يكى از وزيران دولت، هفت مسئول ارشد ديوان عالى كشور، يك قاضى دادسراى انتظامى قضات، يكى از روساى مجتمع هاى قضايى خانواده، يك معاون وزير دادگسترى، يك رئيس دادگاه انقلاب استان، يك رئيس كل دادگسترى، دو رئيس دادگسترى دو شهرستان جنوبى كشور و چند قاضى دادگسترى از فارغ التحصيلان دوره دكترا، فوق ليسانس و ليسانس اين دانشگاه محسوب مى شوند. اگرچه اين موسسه از بدو تاسيس شعبه خود در كشور تاكنون هيچ درخواستى براى اخذ مجوز فعاليت از وزارت علوم، تحقيقات و فناورى نكرده است اما مدت شش سال گذشته برخى از معاونان و مديران و نمايندگان سه قوه كشور با پرداخت شهريه هاى كلان مدرك اين دانشگاه را دريافت و اكثراً آن را در پرونده سازمانى خود به جريان انداخته و اين مدارك در معيارهاى انتصاب، دريافت حقوق و تبليغات آنها نيز مورد استفاده قرار گرفته است. پرونده دانشگاه هاوايى در ايران به دليل بى اعتبار بودن فعاليت آن از سوى وزارت علوم و مراجع قضايى در حال بررسى و پيگيرى است اما تاكنون حكم قطعى توقف فعاليت آن از سوى مراجع قضايى صادر نشده است. اگرچه به گفته وزير علوم نظر اين مراجع مبنى بر تعطيلى آن است و اين بار همه بر پايان دادن به فعاليت غيرقانونى اين مركز اتفاق نظر دارند. وزير علوم در اين باره گفت: با اينكه موسسه هاوايى هنوز تاكنون هيچ درخواستى براى اخذ مجوز نداشته است ولى اگر الان نيز براى ارائه اين درخواست رجوع كند تقاضاى آن بررسى مى شود. جعفر توفيقى در خصوص مدارك فارغ التحصيلان اين دانشگاه به ايسنا گفت: از آنجا كه از ابتداى آغاز فعاليت اين دانشگاه وزارت علوم در خصوص غيرقانونى و غيرمعتبر بودن آن اطلاع رسانى كرده بود بنابراين وزارت علوم مدارك فارغ التحصيلان اين دانشگاه را به رسميت نمى شناسد و مسئوليت اين امر نيز برعهده خود اين افراد است. وزير علوم با بيان اينكه در حال حاضر هيچ موسسه و مركز علمى خارجى در داخل كشور شعبه ندارد و به طور مستقل فعاليت نمى كند گفت: ولى برخى از موسسات هستند كه به طور مشترك با دانشگاه هاى داخلى ارتباطات علمى دارند كه اين مركز معتبر بوده و وزارت علوم نيز فعاليت آنها را به رسميت مى شناسد.
• نخستين واكنش دستگاه قضايى
دست و پنجه نرم كردن برخى نمايندگان و مسئولان با وزارت علوم براى به رسميت شناختن و اعلام اعتبار مدارك برخى دانشگاه هاى خارج از كشور از چالش هاى كهنه شده ميان اين دو طرف بوده است. چه در دوره هاى پيشين مجلس تحت فشار قرار دادن دكتر معين از سوى برخى نمايندگان براى اعتبار بخشيدن رسمى به بعضى دانشگاه هاى كشورهاى آسياى ميانه و مدارك آن نشان از چالش هايى از اين دست بوده است. اما با اين حال وزارت علوم نه در دوره مصطفى معين كه در دوره جعفر توفيقى نيز نرمشى در برابر اعتباربخشى به اين گونه مدارك از خود نشان نداده است. حكم قطعى توقف فعاليت دانشگاه هاوايى در ايران هنوز صادر نشده است اما با تشكيل پرونده آن در دادسرا تمامى حساب هاى اين دانشگاه مسدود و مسئولان آن نيز ممنوع الخروج شده اند. قبل از اعلام بى اعتبار بودن مدارك فارغ التحصيلان دانشگاه هاروارد از سوى وزارت علوم كه مورد ارزشيابى قرار نمى گيرد نخستين واكنش قانونى را دستگاه قضايى كشور نسبت به اين اتفاق نشان داد. چه تعداد فارغ التحصيلان اين قوه بيش از قوه هاى ديگر بوده است. معاون اجرايى قوه قضائيه از ابطال مدارك افرادى كه در دانشگاه هاوايى مدرك دريافت كرده اند خبر داده و گفت: اگر كسى در قوه قضائيه با اين مدارك حقوق و مزايا دريافت كرده باشد مدارك ابطال و حقوق هاى دريافتى مسترد خواهد شد و اين ابطال ها عطف به ماسبق نيز مى شود. صرفنظر از تعداد قابل توجهى از مسئولان قوه قضائيه در بين فارغ التحصيلان مسئولان دانشگاه هاوايى در ارائه فهرست فارغ التحصيلان خود نام تعدادى از استادان دانشگاه در مقطع دكترا، اسامى ۵ استاد دانشگاه آزاد اسلامى و يك رئيس دانشگاه آزاد را نيز اعلام كرده اند. همچنين اسامى چند نفر از نمايندگان مجلس ششم از جمله قائم مقام يكى از احزاب سياسى و دبيركل يكى ديگر از احزاب سياسى كشور در ميان اين اسامى به چشم مى خورد. اسامى فارغ التحصيلان دوره دكترا، فوق ليسانس و ليسانس در بخش صنعت نيز شامل يكى از معاونان وزير صنايع و چند نفر از مديران اين وزارتخانه، قائم مقام دو منطقه آزاد، چند نفر از مديران ارشد وزارت نيرو و يكى از معاونان وزارت نفت است. برخى از مديران حاضر در وزارت آموزش و پرورش نيز مبادرت به اخذ مدرك در مقاطع دكترا، فوق ليسانس و ليسانس از دانشگاه هاوايى كرده اند كه در ميان اسامى آنان چند نفر از مديران عالى و مشاوران اين وزارتخانه به چشم مى خورد. يكى از اعضاى شوراى مركزى مجمع روحانيون مبارز نيز از اعضاى موسس اين دانشگاه و نايب رئيس اين دانشگاه در ايران بوده است.بر اساس فرم مكتوبى كه توسط فارغ التحصيلان اين دانشگاه امضا شده است به آنها اعلام شده كه مدارك اين دانشگاه از نظر وزارت علوم فاقد اعتبار است و آنان نيز با آگاهى از اين موضوع با پرداخت پول و شهريه به تحصيل مى پرداخته اند.
اميرعباس سهراب بيگ معاون اجرايى قوه قضائيه در واكنش به فعاليت فاقد اعتبار دانشگاه هاوايى و فارغ التحصيلى برخى مسئولان اين قوه گفت: قوه قضائيه با تحصيل قضات و كاركنان دستگاه قضايى در دانشگاه هايى مانند هاوايى اكيداً مخالف است و اين در حالى است كه قضات هم مانند برخى اقشار ديگر جامعه به سمت چنين دانشگاه هايى رفته اند.وى افزود: دانشگاه هايى مانند هاوايى بدون اينكه كلاس درس تشكيل دهد تنها با ارائه يك رساله در حد بسيار ابتدايى به افراد مدرك داده و در واقع اين موسسات اقدام به فروش مدرك كرده اند. بنابراين اين دانشگاه ها بار علمى ندارند.
• حقوقشان را كسر مى كنيم
به گفته مسئولان قوه قضائيه هدفى كه موسسين دانشگاه هايى مانند هاوايى دنبال مى كنند ارتقاى سطح علمى نيست و به همين جهت با اين گونه اقدامات به شدت مخالفت مى كند و اگر كسى با اين مدارك حقوق و مزاياى بيشترى دريافت كرده و مى كند مدارك ابطال و حقوق هاى دريافتى مسترد مى شود به گونه اى كه اين ابطال ها عطف به ماسبق نيز مى شود. سهراب بيگ به فارس گفت: چنانچه كسى در طول سال هاى قبل به واسطه اين گونه مدارك دريافت هايى كرده باشد از حقوقشان كسر خواهد شد و اين كسر دريافتى عطف به حقوق و مزاياى قبل هم خواهد شد.وى با بيان اينكه چنانچه متوجه شويم از سيستم قضايى اشخاصى در حال تحصيل در اين دانشگاه ها هستند از اين امر ممانعت خواهيم كرد، اضافه كرد: رئيس قوه قضائيه به شدت نسبت به مراكزى كه از انگيزه هاى ارتقاى علمى اشخاص سوءاستفاده كرده و مدرك فروشى مى كنند مخالف است به طورى كه در آخرين جلسه مسئولان عالى قضايى و نيز در جلسات خصوصى ديگر براى مقابله با اين مراكز تاكيد كرده اند.
سهراب بيگ با اشاره به مشكلات به وجود آمده از تاسيس دانشكده هايى مثل هاوايى در ايران اظهار داشت: اولين مسئله در مواجهه با دانشگاهى مثل هاوايى بررسى علت به وجود آمدن چنين دانشگاه هايى است، بنابراين ما بايد در وهله اول علت به وجود آمدن چنين دانشگاه هايى را بررسى كنيم، زيرا گاهى مشكل را مى بينيم ولى علل آن را بررسى نمى كنيم.
وى گفت: دليل روى آوردن افراد به چنين موسساتى نبود زمينه تحصيلات تكميلى در كشور است به طورى كه نتوانسته ايم تحصيلات تكميلى را براى آحاد جامعه فراهم كنيم، از همين رو اقبال به سمت اين گونه دانشگاه ها فراوان شد، و محدود به هاوايى نيست.
سهراب بيگ اظهار داشت: در حال حاضر در حوزه خليج فارس نيز دانشگاه هايى رشد كرده اند كه بسيارى از ايرانيان براى تكميل تحصيلات خود به صورت حضورى و غيرحضورى به آنجا مى روند.
معاون اجرايى قوه قضائيه افزود: در حال حاضر دانشگاه هاى متعددى نيز در كشور بدون مجوز قانونى از وزارت علوم و آموزش عالى نمايندگى در ايران زده و به صورت غيرقانونى فعاليت مى كنند كه بايد با آنها برخورد قانونى شود.
• دانشگاه هايى از اين دست
دانشگاه هاوايى نخستين دانشگاهى نيست كه وزارت علوم برخورد قانونى خود را با آن علنى كرده است كه موسسه دانشگاه ايالتى وارونژ روسيه نيز يكى از اين مراكز بود كه با صدور راى قطعى توقف فعاليتش در حال حاضر در انتظار اجراى آن است.
همچنين در خصوص فعاليت موسسه مطالعات شرقى وابسته به دانشگاه سوربن فرانسه نيز مسائلى مطرح شده است كه به دليل كامل نبودن مدارك و مستندات در اين خصوص مسئله در مراجع ذيربط در حال بررسى و پيگيرى است.
در حال حاضر بررسى پرونده دانشگاه هاوايى منجر به تشكيل كميته اى متشكل از نمايندگان وزارتخانه هاى علوم و بهداشت و دادستان عمومى انقلاب تهران شده است كه تا صدور حكم قطعى آن بايد به انتظار نشست.
علی حاجی پور | ۳:۳۲ ق.ظ | از سوره بون تا سوربون, حقوق
این مطلب نوشته شده است در پنجشنبه, تیر ۱۶م, ۱۳۸۴ در ۳:۳۲ ق.ظ و قرار گرفته است در بخش از سوره بون تا سوربون, حقوق. شما می توانید پیگیری کنید کامنت های در خصوص این نوشته را از طریق RSS 2.0. شما می توانید یک کامنت بنویسید, یا بازتاب دهید از سایت یا وبلاگ خودتان.

تیر ۲۴م, ۱۳۸۴ | ۱:۲۴ ب.ظ
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت شما و تمام همکاران پر تلاشتان امیدوارم گامی را که در جهت اصلاح جامعه بر میدارید توام با مو?قیت باشد . ما و شما می دانیم که ?ساد در جامعه بیداد می کند در حالی که ما در یک جامعه ی اسلامی!!! زندگی می کنیم.اما دریغ از اسلام که بعضی از مسولان آن را به تباهی کشیده اند. می خواستم از این آقای به ظاهر مسول سوال کنم آقا شما چرا مسول شدید و اصلا مسول چه چیزی شدید. ?قط همین . با تشکر
خرداد ۲۷م, ۱۳۸۷ | ۱:۴۲ ب.ظ
من میتونم بگم مسوول چه چیزی هستند.مسوول پایمال کردن اسلام.اسلام آنقدر محجور واقع شده که این کارها رو باید در مقابل دیگر رفتار های این به نام مسلمانان حقیقت منافق مباح دانست.کاش معنای حقوق و عدالت را د.باره می ساختیم.