کاربر مهمان می نویسد " بنام ايزد يكتا كه حق از وجود او برميخيزد روي سخن در اينجا به مسلئل حقوقي معطوف نيست بلكه گفتاري است اخلاقي " جاي بسي تامل است بگوييم كه از گفتن ان احساس بي دريغ آشفته ميگردد . نه ميخواهم حقوق را محكوم به زوال در مسائل خانوادگي نمايم نه ظابطه خاصي را براي طلاق برميگزينم نه باب نصيحت ميگشايم و نه ميگويم كه بيراهه ميرويد ميخواهم بگويم طلاق بدترين حلال خداوند است ميخواهم بگويم هيچ كس جز شما نميتواند عين شما چاره اي بينديشد . روي سخن بنده حقير اطلاع كساني است كه ميدادنند و نميدانند كه قوعد الزام آوري روح قانون براي حق اعضاي خانواده بر گرفته از احساسات و عواطف نيست . در اين گفتار به برسي عدم توانائي قانون در زمينه معذل طلاق پرداخته ام و شايد كمي هم درد دلي گشاده ام .
"